ابو القاسم سلطانى
198
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
خاكسترى متمايل است و داراى شاخههاى فراوان و گل آن بنفشرنگ است . عصاره آن تند و ديد چشم را افزايش مىدهد و در ريزش اشك چشم موثر است . اگر مژگانى كه به داخل چشم رفته است كنده و به پلك چشم مخلوطى از افشره گياه و صمغ بمالند ديگر مژگان نخواهد روئيد . خوردن گياه صفراى سياه را از طريق ادرار خارج مىكند ( 1 * ) . اصطفن در ترجمه كتاب دياسقوريدوس به عربى ، معادل نام عربى براى قفنص ذكر نكرده و تصور كرده است كه جنجيديون ( 2 * ) يا غينغيديون شاهتره است و مىنويسد " غينغيديون هو الشاهترج " ( دياسقوريدوس ص 204 ) . اين اشتباه در برخى تأليفات تا قرن هشتم هجرى ادامه يافته است بطورى كه در ترجمه فارسى صيدنه ذيل عناوين شيطرج و شاهترج اشتباهات فاحشى به چشم مىخورد كه باعث سردرگمى مىشود . اگر مطالبى كه ذيل عنوان شاهترج در كتاب صيدنه ابو ريحان به زبان عربى چاپ پاكستان آمده است از خود ابو ريحان باشد نه از حواشى كه بعدا وارد متن شده باشد بايد گفت كه وى اولين فردى است كه به اشتباه اصطفن پى برده است و گرنه ابن بيطار را بايد اولين فرد دانست . در صيدنه عربى چاپ پاكستان ذيل عنوان شاهترج چنين آمده است : مترادف آن بقله الملك است و بر خلاف آنچه برخى تصور كردهاند شيطرج ( 3 * ) نيست و جنجيديون هم نيست . گياهى است كه به يونانى آن را قافنوس يا قفنص ناميدهاند و معنى آن دود است ( 4 * ) . اسرائيلى قرطبى نيز جنجيديون را مترادف با شاهترج آورده است ( 5 * ) و ابن بيطار ذيل شاهترج مىنويسد دواى معروف جنجيديون ( 6 * ) كه اصطفن تصور كرده است نيست بلكه شاهترج همان است كه ديوسكوريد آن را قفنص و جالينوس فانيوس به معنى " دود " و حنين آن را كمون برى دانسته است ( 7 * ) . در صيدنه عربى چاپ پاكستان ذيل شهترج آمده است شهترج يا شاهترج به پارسى شاهتره ، به هندى پت پاپره و حنين آن را كمون برى ناميده است و صهاربخت گويد كه آن دو نوع است يكى برگ آن كوچك و به رنگ خاكسترى ، گل آن تيرهتر و به رنگ بنفش متمايل ( گونه Officinalis ) و ديگرى برگ آن پهنتر به رنگ سبز مايل به سفيد و گل آن سفيدرنگ ( گونه Parviflora Lam . ) و كزبره الحمام ناميده مىشود ( 8 * ) . ابن بيطار عين اين مطالب را به نقل از غافقى آورده است . با توجه به مطالب فوق : 1 - قفنس ( به يونانى Kapnos ) نزد يونانىها و ديوسكوريد Fumaria officinalis L . مىباشد . 2 - شيطرج بطورى كه بعدا خواهد آمد به يونانى ``Lepidion ' و نام علمى آن Lepidium latifolium L . است . 3 - جنجيديون - غينغيديون ( يونانى Giggidion ) و نام علمى آن Daucus gingidium 4 - شاهترج يا شاهتره كه در ايران مىرويد Fumaria parviflora Lam است . در كتب قديمى نوشته شده به زبان فارسى ( قبل از دوران قاجاريه ) منظور از شاهترج اين گياه است كه در ايران رويش دارد و خواص و موارد مصرف آن ذيل كد 2493 ( گياه بعدى ) خواهد آمد .